محمد علی سپانلو - زندگی نامه و آثار

زندگی نامه
محمد علي سپانلو شاعر، منتقد ادبی، مترجم، در سال 1319 در تهران به دنيا آمد پدرش كارمند بود دبستان و دبيرستان را در تهران به پايان برد وارد دانشگاه حقوق شد و ليسانس گرفت بعد از سربازي با پرتو نوري علا خواهر دوستش اسماعيل ازدواج كرد و اكنون دو فرزند به نامهاي سندباد و شهرزاد دارد سپانلو تا كنون شغل دولتي نداشته و خصوصي كار ميكرده در سالهاي پس از انقلاب چندي در دانشكده ها تدريس مي كرد.وی بیش از پنجاه جلد کتاب در زمینههای شعر و داستان و تحقیق، به صورتِ تالیف و یا ترجمه، منتشر کرده است. سپانلو از نخستین اعضای کانون نویسندگان ایران است.
در بیست سالِ گذشـتـه، او به عنــوانِ یکی از
چنـد نمایندهی معدودِ ادبیاتِ معاصـرِ فارسی در
بسیاری از گردهماییهای بیـنالمللی در اروپا
و امـریکا شرکت کرده است و سهمِ بزرگی در
معرفیِ ادبیاتِ ایـــــران به جهانیــــــــــان دارد
سپانلو فعالیت ادبی اش را در دهه ۱۳۴۰ شروع کرد و با منظومه پیاده روها شهرت یافت. از میان اشعار او، به ویژه منظومه خانم زمان اقبال عمومی یافت. او از سن ژان پرس، آلبر کامو، گراهام گرین و گیوم آپولینر آثاری را ترجمه کرده است. در بیست سالِ گذشته، او به عنوانِ یکی از چند نمایندهی معدودِ ادبیاتِ معاصرِ فارسی در بسیاری از گردهماییهای بینالمللی در اروپا و امریکا شرکت کرده است و سهمِ بزرگی در معرفیِ ادبیاتِ ایران به جهانیان دارد.
سپانلـــــــو توانسته است نشان شوالیــــهی نخلِ
آکـادمیِ فرانســــه بزرگ ترین نشانِ فــــرهنگی
کشـــــورِفرانســـه، و جایـزهی ماکـس ژاکـــــوب
بزرگ ترین جایزهی شعرِ فرانسه را دریافت کنـد
بسیاری از آثارِ او تا به حال به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسه، هلندی، عربی، و سوئدی ترجمه شده است. نویسندگانِ پیشروِ ایران که گلچینی از آثارِ داستانیِ نویسندگانِ قرنِ بیستمِ ایران، به همراهِ بررسیِ آنهاست، جزوِ منابعِ درسی در بسیاری از دانشگاههای ایران است و تابهحال فروشِ بسیار بالایی داشته است. ضمناً سپانلو از معدود شاعران و نویسندگانِ ایرانی است که در دنیایِ ادبیاتِ غرب نیز شناخته شده است، و توانسته است نشان شوالیهی نخلِ آکادمیِ فرانسه (بزرگترین نشانِ فرهنگی کشورِ فرانسه)، و جایزهی ماکس ژاکوب (بزرگترین جایزهی شعرِ فرانسه) را دریافت کند.
خیابان پنجم
زیبا و مه آلود به رستوران آمد
از دامن چتر بسته اش
می ریخت هنوز سایه های باران
یک طره خیس در کنار ابرویش
انگار پرانتزی بدون جفت...
بازوی مسافر را
با پنجه ای از هوا گرفت
لبخندزنان به گردش رگبار...
افتادن واژه های نورانی
در بستر شب جواب مثبت بودند
گیسویش شریک با باران
از شانه آسمانخراش ها می ریخت
بر لنبر آفتابگیرها می بارید
بی شائبه از جنس رطوبت بودند
همبستر آب، محرم گرداب
جایی که نشان نداشت دعوت بودند
در فرصت هر توقف کوتاهی
در سایه سرپناه ها
باران که سه کنج بوسه را می پایید
از لذت هر تماس قرمز می شد
لب ها رنگ قهوه را پس می داد
یادآور فنجانی که لحظه ای لب زده بود
و پنجه یخ کرده
زیربغل بارانی
یک لحظه گرم جستجو می کرد.
از گردی قاب چتر
تا دامن ضد آب
موها
ابروها
پستان ها
لنبرها
یک دسته پرانتز بلاتکلیف...
شب ، نرمی خیس، اندکی تودار
آخر صفت تو را گرفت
تا مریم معصوم شود،
کیف آور بود، داغ، کم شیرینی
عین مزه داغ ( که در شغل فروشندگی کافه
مهمان ها تخصص تو می دانستند)
عین شب تو، شبی که پیشانیت
همواره خنک بود
و بوسه تو معطر از قهوه
برخی از آثار
شعر
• فیروزه در غبار (مجموعهی شعر)
• ژالیزیانا (مجموعه شعر)
• پیادهروها
• خانم زمان
• آه بیابان
• خاک
• رگبارها
• سندباد غایب
• هجوم
• نبض وطنم را می گیرم
• ساعت امید
تحقیق
• نویسندگانِ پیشروِ ایران
• چهار شاعرِ آزادی و بهار
• تعلق و تماشا
• پاییز در بزرگراه
• بازآفرینی واقعیت
• هزار و یک شعر (آنتولوژی شعر نو فارسی در قرن بیستم)، انتشارات کاروان
• قصهی قدیم
• در اطراف ادبیات و زندگی، مجموعه ی بیست ودو مقاله و نقد دربارهی ادبیات
• تاریخچه ی رمان
• صد قصه ی کوتاه
• نمایش نامه ونقد ادبی در ایران معاصر
• شاعر ترانه ی ملی، در باره ی عارف قزوینی.
• مرات البلدان، اثر اعتمادالسلطنه (ویرایش)
• سیاحتنامه ی ابراهیم بیگ اثر زین العابدین مراغه ای ( تنظیم ومقدمه)
• چشم انداز شعر امروز ایران
ترجمه ها
• در محاصره
• عادلها
• کودکی یک رئیس
• دهلیز و پلکان
• آنها به اسبها شلیک می کنند (هوراس مک کوی)
• مقلدها
کودکان
• امیر حمزه صاحب قران و مهتر نسیم عیار
• سفرهای سندباد بحری
مقالات
منابع :
• کــاروان
• شاعران ایران