منوچهر شیبانی - زندگی نامه و آثار

زندگی نامه
وی در سال
در ۱۲ سالگی برای ادامه تحصیل به هنرستان شبانه روزی نساجی مازندران در قائمشهر رفت. در این رشته به طراحی پارچه علاقه مند شد و آشنایی با رنگ و ترکیب رنگها و طراحی پارچه موجب ایجاد طرحهای جدید و بدیعی شد که شباهت زیادی به سبک کوبیسم و نقاشی های پیکاسو داشت. البته او تا پیش از آن هیچ آشنایی با پیکاسو نداشت .
آشنایی او با این سبک باعث نگرش جدید به نقاشی و شعر شد سپس در هنرستان هنرپیشگی، طراحی لباس، دکور و آرایش صحنه آموخت.
وبعد ازآن از محضر استاد رفیع حالتی و استاد حیدریان از شاگردان کمال الملک بهره گرفت. از سال ۱۳۲۴ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل در رشتهی نقاشی می پرداخت و از آنجا با درجه لیسانس نقاشی فارغ التحصیل شد، آشنایی و مراوده با بزرگانی چون صادق هدایت، نیما یوشیج، هوشنگ ایرانی، جلال آل احمد و سیمین دانشور موجب گشوده شدن افق های جدید در زندگی شیبانی شد.
او دوست صمیمی و هم دوره سهراب سپهری بود. این دو هنرمند همراه با صادق بریرانی در زمان دانشجویی سه تفنگدار دانشکده هنرهای زیبا بودند که در اشاعه هنر مدرن و دیدگاههای نو در هنر، در بین دانشجویان نقشی اساسی داشتند. پس از اتمام دانشگاه به ایتالیا می رفت و در رشتهی طراحی صحنهی تئاتر در دانشکدهی هنرهای زیبای رم به تحصیل پرداخت. سپس به فرانسه رفته و از دانشکده سینمایی فرانسه لیسانس و سپس فوق لیسانس کارگردانی سینما رادریافت نمود.
او در سال ۱۳۵۴ به ایران باز گشت و به عنوان استاد دانشگاه هنرهای دراماتیک به تدریس مشغول شد. منوچهر شیبانی، شاعر، نقاش، طراح صحنهی تئاتر، نمایشنامهنویس و سینماگر تاثیر گذار ایران بود. منوچهر شیبانی در بیستم آبان ماه ۱۳۷۰ در سن ۶۷ سالگی پس از تحمل چندین ماه بیماری سخت و لاعلاج سرطان درگذشت. او تا آخرین لحظاتی که میتوانست قلم در دست گیرد، نقاشی کرد و تا آخرین لحظاتی که میتوانست کلامی بر زبان آورد، شعر خواند و از هنر گفت.
آثار
از منوچهر شیبانی سه کتاب شعر به نامهای «جرقه ۱۳۲۲» ، «آتشکدهی خاموش ۱۳۲۴» و «سراب های کویری ۱۳۵۶» منتشر شده است.
او همچنین نویسنده چندین اُپرا و نمایشنامه بوده و ۱۴ فیلم را کارگردانی کرده است. وی در عمر نسبتاً کوتاهش ۵۲ نمایشگاه نقاشی در داخل و خارج از ایران برپا کرده و در بیینالهای داخلی و خارج برندهی جوایزی شده است. از جمله این جوایز جایزهی هنرهای زیبا در دومین بیینال تهران میباشد. اولین نمودهای هنر کانسپچوال و اینسالیشن در ایران با کارهای او در دههی ۴۰ با «نور و صدای تخت جمشید» ظاهر شد.
شمع آجین
بازار در سیاهی شب کیف می کند
صدها هزار طاق
در پشت یکدگر زده صف
چون اشتران قافله سنگین و بردبار
تا بر دیار جادوی شب پا نهاده اند
بر جای خشک.
بازار همچو دختر بیچاره ای زبون
پیچیده است سخت به چادر سیاه شب
از زیر چادر خفقان آور
پیوسته در تلاش
چون مار تیر خورده به هنگام احتضار
هر حجره بسته لب،
ز چه رو؟
چون شب است، شب.
از زیر طاقی که از آن تیرگی چو دود
رقصان دَوَد به بیرون
جمعی
کز کرده
از روزن عباها بر تیرگی طاق
مبهوت دوخته چشمان به خیرگی
گهگاه لرزه بر تن شان افکند ز بیم
آوای وهمناکی از پاسبان شب
بازار پر شده ست ز کابوسها
بیم و امید بر سر امواج تیرگی
پیوسته در ستیز
ره چاه می نماید و چَه ره
بازار پر ز خدعه
بازار پر فریب
بر وحشت من و تو زند خنده
بازار در سیاهی شب کیف می کند
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۱۱/۱۵ ساعت توسط
|