نوروز در ادبیات ایران
![]()
در ادبيات فارسي اين گونه نوروزي ديده ميشود ؛
نوروز را بردگر جشنها مزايا و خواص است و از آن جمله بدين روز نو، سال نو آغاز گردد و باج و ساو به نوي باز آيد و فرمانداران و فرمانگذاران كشور به همه جا تبديل شوند و سيم زر را به نوي سكه زنند و آتشكده با مجموع بناها پاكترو پاكيزهتر شوند... (ص 320 نوروز جمشيد)
و آيين ايرانيان برين بود كه درين جشنهاي شاهنشاه را ارمغان برند و مردم شهر از خواص دو دهانهاي ايراني گرفته تا گروهها گروه همگاني هر يك تحفهاي نياز كنند.
اشراف و رجال مشك و عنبر و افسران و اسواران اسب يا شمشيري، يا نيزهاي به ارمغان ميبرد، از گروه تيراندازان، چوبه تير آبداده به خازن دربار ميسپرد. توانگران سيم زر ميفرستاد. فرماندهان نيز در كيسههاي ابريشمي و بافتههاي چيني، رشتههايي از سيم و ابريشم و گلابتون با عنبر مهر ميكرد و به دربار پادشاه گسيل ميداشت...
آيين خسروان ساساني برين بود كه اگر بهاي ارمغاني به دوهزار رسيد به ديوان ويژگان نامش نوشته ميشد. ديوان ويژگان را سالاري بود هميشه برقرار تا اگر روزي هديه كننده بلايي در رسيدي، او برحسب مقرر زيان وي را ديده و جبران ميكرد...
و چنين بود كه هيچ ارمغاني از پاداش تهي نماندي. تا آنجا كه اگر هديه آن مدر صلتي ندارده يادي را به هنگام حاجت دستگيري نكرده بودند برو واجب بود كه به ديوان دربار بيايد و پاداش خود را بخواهد. (تاج ص 184-191)
روز سه شنبه چهار روز باقي مانده از جمادي الاولي امير به جشن نوروز نشست و داد اين روز بدادند. كهتران به آوردن هديهها و امير هم داد بنگاهداشت رسم، و نشاط شراب رفت به ساز. «تاريخ بيهقي ص 77»
تا كند در جشن نوروز از كنار و آستين
مشك ناب و لولو، مكنون بدين مجلس نثار
نرگس آنكه جام زرين بر كف سيمين نهار
تا خورد ياد تو اندر پيش تخت شهريار
«ديوان امير معزي ص 249»
هفت سين نوروزي
يكي ديگر از آيينهاي نوروزي كه از ديرگاهان پيشينه داشته و هم امروزه در همه شهرهاي ايران روايي دارد چيدن سفرة هفت سين است. سبب گزينش هفت سين روشن نيست. اما عدد هفت يكي از اعداد مورد احترام و مذهبي ايرانيان باستان بوده است. احتمال ميرود هفت سين را به مناسبت هفت امشاسپند برگزيده باشند، همچنين محتمل است سفره هفت سين دگرگون شده سفرهاي باشد كه در ايام فروردگان براي پذيرايي از فروهرهاي درگذشتگان در اطاق مرده و يا بالاي بام خانهها ميگذاشتند! بعضي معتقدند كه بجاي هفت سين، هفت سين هم ميتواند باشد.
روز نوروز در زمان كيان
مينهادند مردم ايران
شهد و شير و شراب و شكر ناب
مشع و شمشادو شانه اندر خوان
«عقايد و رسوم مردم خراسان ص 99»
در زمان ساسانيان از كشور چين ميآوردهاند. در آغاز به آن هفت چيني«هفت قاب» گفته شده است. در برخي مناطق ايران«مجمعه» ميباشد و مجمعه به سيني يا قابي گفته ميشده كه چيزهايي را در آن جمع ميكردند. هنوز هم ايران در اوقات اين جشن(نوروز) خانه ميآرايند، همه جا را پاك ميكنند، رخت نو پوشند، بوي خوش بخور ميدهند گل و شيريني و شربت مينهند، در خوانچههاي هفت چيز كه اسمشان با حروف چيني شروع شده باشد مثل سيب، سيم و سنجده و غيره ميگذارند. اين عدد هفت از قديم مقدس بوده و به هفت امشاسپندان و يا بزرگترين فرشتگان مزديسنا ميباشد. آنان مراجع به نوروز و فرور و جان يادآور اساسي مذهبي اين جشن است. «يشتها ج 2- ص 596»
چيني يا سيني يعني منسوب به چين يا سين و نام سين يا چين از واژه tsin آمده است كه در روزگار ساسانيان قابهاي زيباي منقوش و گرانبها از جنس كائولين از چين به ايران آورده شده است. در آيينهاي نوروزي براي چيدن خوان نوروزي از همين ظروف نفيس از چين آورده شده بود و اين ظروف پر از نقل و قند و شكر و شيريني ميكردند و آنها را به عدد هفت امشاسپند كه ارديبهشت، خرداد، مرداد، شهريور، بهمن، سپندارمند، و خرداد اهورامزدا بر سر خوانهاي نوروزي ميگذاشتند. نام هر يك از امشاسپندان يك قاب بزرگ«سيني» نهاده ميشد و در قابهاي ديگر چيزهاي ديگر مينهادند و آنها را در پيرامون خوان ميگذاشتند. (جهان فوري ث 57-58)
«اعضاي هر خانواده گردهم ميآيند، همديگر را ميبوسند و به يكديگر شاد باش ميگويند و بر سفره هفت چيزي را كه حرف اول آن«س» است ميچينند(هفت سين) سيب و سركه و غيره..» (نخستين انسان و نخستين شهريار ص 495)
هفت، نزد ايرانيان عدد مقدسي است، و اين با هفت امشاسپندان، يا هفت جاودانه مقدس ارتباط كامل دارد. كه اينان در ده روز فرودگان«از 26 اسفند تا 5 فروردين» به زمين ميآمدند و براي آنان خواه گسترده ميشد و عبارتند از اورمزد، بهمن، اتوهيت(ارديبهشت) شهريور، اسپندارمند(اسفند) ميتوان يافت. عدي هفت در نجوم هم خانهي آروز است و رسيدن به اميدها را بايد در خانه جستجو كرد. آنان برخوان نوروزي هفت نوع گياه و سبزه، هفت نوع شيريني و نقل و ميوه خشك، و هفت نوع ميوه ميگذارند كه مجموع آن بيست و يك ميشود، كه خود عددي است مقدس و يادگار بيست و يك كتاب اوستاست. همچنين در جشنهاي زرتشتي سهتار«به نشانهي گفتار نيك، كردار نيك و پندار نيك» قرار دارد كه بر روي هر كدام هفت شمع ميافروزند كه بر روي هم عدد مقدس بيست و يك را بوجود ميآرود. سين يازدهمين حرف الفباي فارسي است كه سفره هفت سين نمونهاي از هفت چيز است مانند سيب، سركه، سير، سماق، سنجد، سبزي، سبزه، سمنو، سپند(اسفند)، اسنبل، سوهان عسلي، سه پستان، سنگك(نان سنگ) سياه دانه، سكه و غيره كه هفت چيز از آنها برميگزينند و بر سفره مينهند. بعضي معتقدند كه«سين» در الفباي ابجد«60» ميخوانند قديميها بتدريجي صفر آنرا رها كرده و «سين» را«6» ميخوانند و اين عدد شش معنياش اين است كه آدمي بايد از شش جهت دنيا را ببيند.

در سنت كنوني
زردشتيان در خوان نوروزي كه سفرهاي سفيد رنگ و نو است كه در اطاق مخصوص مياندازند و برآن آينه، گلاب و ظرفي از آب كه در آن چند برگ درخت انار يا سيب و چند سكه نقره ميگذارند. و آتشدان، كتاب مقدس گلداني پر از هفت رقم ميوه بر سيني نهاده، در ميان سفره و بعضي ديگر از زردتشتيان بريك سيني هفت نوع ميوه و برسيني ديگر هفت نوع و بر سومين شيريني يا ميوه خشك ميگذارند. كه اينها بازمانده هفت سين برخوان نوروزي است در روستاهاي يزد و كوير نشينها در ديد و بازديدها پذيرايي كنند؛ ميگويند. «سين آوريم» با پدر خانواده ميگويد: «سيني بياوريد»، در اروميه و اطراف آن در هر خانهاي يك اتاق را به نوروز اختصاص ميدهند و مراسم سال نو را در آنجا برگزار ميكنند؛ زردشتيان نيز رسم دارند كه سفرهي نوروزي را در اطاق مذهبي بيندازند. در گوشهاي از اتاق وسايل چاي خوردن ميگذارند. و روي سفرهاي كه وسط اتاق پهن ميكنند، سنجد، كشمش، نخودچي، پسته، شيريني، سبزي، آينه، آب، گلاب، نقل، حلوا، خرما و ميوه ميگذارند و در بالاي سفره«قرآن» گذاشته ميشود. در بيجار به گذاشتن شيريني، ميوه و تخم مرغ رنگ كرده بسنده ميكنند كه تخم مرغ رنگي جز اصلي خوانهاي نوروزي كردستان است، و مقداري از غذايي كه از شب پيش مانده در سفره ميگذارند. خراسانيها بر سفرهشان دو لاله يا چراغ يا شمع افروخته و قران، آينه و كمي گندم ميگذارند و تخم مرغي روي آينه قرار ميدند، ظرفي از عسل و يك نان سنگك هم در گوشهي ديگر سفره قرار دارد. سيني هفت سين را در وسط سفره مينهند چند شاخه سبزي، يك نارنج، سبزه و يك بشقاب سبزي پلو و ماهي نيز در كنار سفره ميگذارند.
گستردن خوان نوروزي كه سفرهاي سفيد رنگ، بالاي سفره آينهاي ميگذارند كه نشانه جهان بيپايان است كه بارگاه يزدان در آن است. در اطراف آينه چند شمع ميگذارند، آتش يا شعلهاي افروخته در خوان نوروزي نمونهاي از آتش مقدس است. تخم مرغ نشانهاي از تخمه و نژاد آفرينش آدمي است. گندم به جلوي آينه نشانه روزي ميپاشند. نان معرف بركت خانه است. جام آب از آناهيتا، فرشته آب و باران و نشانه باروري و مظهر زن نشان دارد چند قطره گلاب در آب ميريزند و چند برگ انار يا نارنج ميآندازند. نارنج شناور نمودار زمين در كيهان است. يعضي از مناطق نيز ماهي درون كاسهاي آب مياندازند. كه نشانه حركت، باروري، تازگي و شادابي زندگي است. يا اسفند رنگ كرد در خوانچه كه نشانه همه امشاسپندان و مقدسان است. شيرينيها و آجيلها و ميوههايي كه براي پذيرايي از ميهمانان نوروزي فراهم آمده همه با زيبايي و سليقه خاص ايراني در سفره ميچينند. و تا چند لحظه پيش از تحويل در اتاق را ميبندند. (آيينهاي نوروزي ص 60)
هفت سين نمادي از سبزه و سبزي يا هفت گل و ميوه كه هريك نشانهاي از باروري و تندرستي هستند. سبزه نودميده است و سنبل خوش بو خوشبو«سيب» كه ميوهاي بهشتي نام گرفته و نمادي از زايش است، سمنو از جوانه گندم كه بخشي از آيينهاي باستاني را يادآوري ميكند، «سنجد» كه بوي برگ و شكوفه و درخت آن محرك عشق و دلباختگي است، سير داروي تندرستي است، دانههاي سپند به معني مقدس است و دافع چشم بد است. حتي از هفت«ميم» نيز سخن گفتهاند كه برخي مرغ، ماهي، ماست، مويز و... بر خوان نوروزي مينهادند. «دكتر ژاله آموزگار- كلك ش 24-23»
عيد شد ساقي بيا در گردش آور جام را
پشت پازل دور چرخ و گردش ايام را
«سين» ساغر بس بود اي مترك ما را روز عيد
گو بنا شد«هفت سين» رندان درد آشام را
خلق را برلب حديث جامهي نو هست و من
از شراب كهنه ميخواهم لبانت جام را
هركسي شكر نهد برخوان و برخواند دعا
من زلعل شكر نيت طالبم دشنام را
هر تني را هست سيم و دانه گندم بدست
مايلم من دانهي خال تو سيم اندام را
«ديوان قااني شيرازي ص 64»
سبزي كاري
يكي از مراسمي كه از ديدگاهان بوده و هم اكنون در ميان ايرانيان رواج دارد كشف سبزي عيدست براي مراسم عيد نوروز در ظرفهاي كوچكي گندم و جو و عدس و امثال اينها را سبز ميكنند، و اين سبزهها را در سفره عيد گذاشته و تا روز سيزده نوروز آنها را نگاهداري ميكنند، روز سيزده اين سبزهها را از خانه بيرون مياندازند.
«جم درين هنگام به دنيا بازگشت، در چنين روزي مانند آفتاب طالع شد و نوروز ميتافت و مردم از طلوع او آفتاب در يك روز شگفت نمودند و درين روز هر چوبي كه خشك شده بود سبز شد و مردم گفتند: «نوروز» يعني روزي نوين و هر شخصي از راه تبرك به اين روز درشتي جو كاشت. سپس اين رسم در ايران پايدار ماند كه روز نوروز در كنار خانه هفت صنف از غلات در هفت استوانه بكارند و از روييدن اين غلات به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند.» «ترجمه آثار الباقيه ص 283»
«بيست و پنج روز پيش از نوروز دوازده ستون از خشت خام اطراف حياط دربار برپا ميكردند و برفراز هر ستوني نوعي دانه از حبوبات ميكاشتند. روز ششم، خرداد روز، نوروز بزرگ با سرود خواني و نواختن سازها محصولي را كه فراهم آورده بود برميداشتند. آنگاه اين ستونها همچنان تا روز مهر از فروردين، يعني روز شانزدهم برپا بود كه در چنان روزي ستونها خراب و برداشته ميشد. به ريشه اين دانهها نگريستم و هر يك بهتر و برآمدهتر بود تفال ميزند كه آن محصول در سال بيشتر خواهد شد.» (المحاسن و الاضداد والامنداد- گاه شماري جشنهاي ايران باستان ص 207)
سليقه ايراني زيبايي بسياري به اين سنت ميبخشد، چنانچه زنهاي خانهدار پارچه نازكي را خيس ميكنند و روي كوزههاي گوناگون مياندازند و روي آن تخم گياهان مثل تره تيزك و كنجد ميپاشند و كوزه را پر از آب ميكنند و اينست كه سبزه را به شكلهاي مختلف بر سر سفره نوروزي ميبينيم.
«سبزهها را گاه به شمار هفت و گاه به شمار دوازده، كه شمار مقدس برج است پيش از نوروز در قابهاي گرانبها سبز ميكردند. در كاخ پادشاهان بيست روز پيش از نوروز دوازده ستون از خشت خام برميآورند و بر هر يك يكي از غلات را ميكاشتند و خوب رويدن هريك از آنها را به فال نيك ميگرفتند كه آن دانه در آن سال پربار خواهد بود. بر روي اين ستونها گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، باقلا، نخود، كنجد ميكاشتند و در روز ششم نوروز آنها را برميچيدند و به نشان بركت و باروري در تالارهاي پخش ميكردند. خانوادهها سه قاب از سبزهها به نماد هومت(انديشه نيك) هوخت(گفتار نيك) و هوورشت(كردار نيك) برخواه مينهادند و معمولاً در كنار آنها گندم و جو ارزن كا مايه بزرگ خوراك مردم بود سبز ميكردند تا موجب بركت فراواني اين دانهها در سال نو گردد.»
رنگ سبز آنها رنگ ملي و مذهبي ايرانيان بود و خواه نوروز را زينت ميبخشيد. اينان نماد امرداد امشاسپند بودند كه بايستي در خوان نوروزي جاي داشته باشند. مردم ايران بودند كه فراوان نياكان موجب باليدن و سرزدن سبزهها و دانهها به هنگام بهار ميشوند، از اينرو تمثيلي ازين باروري برخوان نوروزي مينهادند.» (جهان فروري ص 58-59)